بعد از افطار / آموزشگاه
- سلام.
- بهبه، سلام استاد. حسن آقا يه چائي بيار.
- زحمت نكشيد. كار دارم جائي، بايد برم.
- پس بفرمائيد. روزهاي فرد بود كلاسهاتون؟
- بعله. دوتا پشت سرهم.
- اين چكاش. صد و پنجاه تومن مال اين ترمه. نه تومن هم حسن كار ترم بهار هست. اينجا رو امضا كنيد.
- چشم. قابل نداره. فرمايشي نداريد؟
- نهخير. خدا پشت و پناهات.
يك ساعت بعد / حين صرف سوپ / ميز كناري
- آره. زنگ زدم، مياد. شب ساعت ده. چادر مشكي سرش ميكنه كه مشكلي پيش نياد.
- گفتي ما دونفريم؟
- آره، مشكلي نيست. گفت كمتر از صد و هفتاد تومن راه نداره. اگه تنها بودي، يك شب رو ميتونستي با هفتاد – هشتاد تومن تموم كني. خودش ميگفت دويست تومن، گفتم ندارن، ولي بچه خوشگلن. فقط مواظب باشين صبح چيزي ازتون بلند نكنه.
- حالا ارزشش رو داره؟
- آره بابا.
