تبليغاتX
انـــــــــــزوا - مصاحبه نكن جيگر، خسته مي‌شي.

انـــــــــــزوا

 

ما تركها (خودتي)، اصطلاحي داريم: «نشان دادن و ندادن» و اين اولين چيزي بود كه حكايت مصاحبه‌ي روزنامه‌ي اعتماد با رضا قاسمي، به ذهن معيوبم آورد. ده‌ها سايت و وبلاگ اين لينك را ارائه داده‌اند و چه تعبيرها و تفسيرهائي كه تركانده‌اند. نمي‌دانم آيا كسي فكر كرده كه اين حركت، چه معني مي‌تواند داشته‌باشد؟ مصاحبه‌ي كمي جنجالي با نويسنده‌ي كنوني و نوازنده‌ي سابق كه سال‌هاست در تبعيدي شايد خودخاسته به‌سر مي‌برد و هيچ آلت‌پريشي! حتي درصدي احتمال چاپ طبيعي آثارش را نمي‌دهد. يعني با كسي مصاحبه ميشود كه تنها رمان چاپ‌شده‌اش در دوران خاتمي ملعون، شاهكار اين سال‌ها لقب گرفته، عين حاليكه مدتهاست سايت ادبي‌اش فيلتر شده، كتابهايي از او معرفي مي‌شوند كه ممنوع‌الچاپ‌اند و ...

ما كجا زندگي مي كنيم؟ اين‌جا، كتابهاي رنگي تست كنكور به تيراژ صدهزارتائي مي‌رسند و ميلياردها تومن به جيب گشاد كساني سرازير مي‌شود كه دعوي آموزش دارند، حال آنكه كسي چون رضا قاسمي، حتي بعد از سال‌ها انتظار، در كف مجوز انتشار با رقم مسخره‌ي هزارتائي مي‌ماند _ يا بهتر بگويم مي‌مانيم چون ايشان به تخم چپ‌شان هم نيست_ پس بهصورت اينترنتي اقدام به پخش اثر مي‌كند، انتشارات خاوران با رقم چندصدتائي مفتخر به چاپ مي‌شود تا نسخه‌اي به دست ايرانيان برسد و در چاپ‌خانه‌هاي زيرزميني تكثير ريسوگراف شده، پخش شود. اشكالي دارد كه رقمي از اين مبلغ به دست ر. مي‌رسيد تا به زعم ما، بيشتر ترغيب به كار ادبي شود در اين برهوتِ بي‌ادبي؟ رضا قاسمي كسي است كه باز گائيده مي‌شود، مجددن تكه‌اي از وجودش كنده شده، به‌غارت مي‌رود و مائيم كه لاجرم هم‌ذات‌پنداري مي‌كنيم و دوباره چيزي سفت، در ماتحت فكر‌مان حس مي‌شود.

 

 

  86/03/26   /  رضا خلقی  |